خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





این خوب است یا بد

    باصورتی بر افروخته وارد کلاس شدم.

    ننایج املای بچه ها اصلا برایم قابل قبول نیست. فقط دو نفر توانسته بودند دیکته را کامل و بدون اشتباه بنویسند. بقیه دست کم هفت یا هشت اشتباه داشته اند . اول دفتر آن دو نفر را می دهم . بعد هم دفتر کسانی که نتیجه شان با توانایی شان برابری می کند را می دهم که اگر خواستم بد اخلاقی کنم این ها ناراحت نشوند. بعد با ناراحتی دفتر کسانی را که می دانم نتیجه شان ناشی از بی دقتی و عجله در نوشتن است به دست می گیرم و شروع می کنم به نکوهش کردن. که من انتظار بیشتری داشتم و ....توضیح می دهم که چرا جملات را جلو جلو می نویسند ...جرا وقتی متن را می خوانم دقت نمی کنند که کلمه ای را جا نینداخته باشند و از همین حرفها...

    در همین حین دفتر بچه  ها را می دهم. بچه هانگاهی به دفترهایشان می کنند . بعضی هم ترجیح می دهند دفتر هارا جمع کنند . درهمین حین سید سجاد که دفترش را گرفته است ..با بی خیالی وبا لحنی که سعی می کند من را آرام کند می گوید:

    خانم ! من رو ترسوندی! من همش هفت تا غلط دارم . هفت تا غلط ارزش نداره شما خودت رو ناراحت کنی!!!

    هر چه برافروخته بودم ،ده برابر شد! نگاهش می کنم . با چشمهای گرد شده از کنجکاوی به من نگاه می کند..ترجیخ میدهم حرف غیر منطقی نزنم که من را مجکوم کند . می گویم : سید سجاد ....واقعا اصلا درشان شماهست که هفت تا غلط داشته باشی؟

    خجالت می کشد.می گوید: بله خانم ..حق باشماست ..خدا من رو بکشه ( این تکیه کلامش بود) که باعث ناراحتی شما شدم!

    توی دلم می گویم : خدا نکنه عزیزم ! خدا من رو بکشه که شما رو با وسواس بار نیاوردم! خدا ارزشیابی توصیفی رو بکشه که نمی تونه شما رو موشکاف بار بیاره!


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : بکشه ,دفتر ,
    این خوب است یا بد

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر